سسسلللللاااااااااااااااااااااااممممممم!!!
سلام
سلام به تویی که نمی دونم منو می شناسی یا نه،به تویی که نمی دونم اهل کجایی،به تویی که نمی دونم شعر دوس داری یا نه...
منو بشناسی یا نشناسی،اهل هر جای دنیام که باشی،شعر دوست داشته باشی یا نداشته باشی دوست دارم!
اومدم که بگم من از امشب متولد شدم!آره،کامران محمدی متولد شد،متولد شد تا شعر یاد بگیره،اونقدر یاد بگیره که اگه یه روزی جرِأت کرد به خودش بگه شاعر! شب از عذاب وجدان بی خوابی نگیره!
حالا حالاها امتحانا بهم فرصت نمی دن ولی قول میدم به زودی با دست پر برگردم،منتظر شعرهام باشید!
خوشحال میشم پیشاپیش از نظراتون استفاده کنم!
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی ۱۳۸۷ ساعت 23:16 توسط کامران محمدی
|
یک عمر به دنبال پزشکی بودم